حسين قرچانلو
64
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
( م . 272 / 886 ) است كه كتاب الامطار و الرياح و تغيّر الأهوية را بر روش حكماى هند تأليف كرده بود . « 1 » شهرت ابو معشر به دانستن علم احكام نجوم ، هم در ميان معاصرانش و هم پس از وى بسيار بوده است . وى در لشكركشى موفق خليفهء عباسى به بصره در سالهاى 267 - 270 يا 259 - 262 براى فرونشاندن شورش صاحب الزنج با او همراه بود . برهان فلسفى ابو معشر بر صحت و اعتبار احكام نجوم احتمالا بهطور كامل در كتاب اثبات علم النجوم او آمده است . اين كتاب اكنون در دست نيست ؛ ولى از آن بتفصيل در نخستين مقاله از كتاب المدخل الكبير ، نوشته شده در سالهاى 228 يا 229 تا 235 ، سخن به ميان آمده است . صحت و اعتبار احكام نجوم در نظر ابو معشر با روش ارسطويى حرّانيان كه رنگى از بينش نوافلاطونى داشت كاملا مغاير بود . ابو معشر معتقد بود كه معرفت و شناخت انسان نسبت به ارتباط ميان فلك ، ( و آنچه از آن تأثير مىپذيرد ) از نيروى استدلال او ، يعنى عقل ، فراهم نيامده بلكه مصدر آن الهام الهى بوده است . حرّانيان به پيامبر وحىآور هرمس ( حكيم ) معتقد بودند . ابو معشر درصدد برآمد كه شخصيت او را جهانى كند ؛ بنابراين نخستين بار هرمس را با هوشنگ شاه ايرانى و ادريس ( اخنوخ ) سامى يكى دانست . ابو معشر معتقد بود كه كيش صائبى در آغاز جهان وجود داشته كه همهء افراد بشر از آن پيروى مىكردهاند . وى طبق اين نظريه و نيز بر پايه نسخهاى كه مدعى است پيش از طوفان نوح ( ع ) در اصفهان در زير خاك مدفون شده بود ، كتاب زيج هزارات را تأليف كرد . او معتقد بود كه علم نجوم حقيقى ، دورهء پيشگويى را به بشر بازمىگرداند . حركات متوسط سيارات در اين زيج با روش هندى يوگا ( يوگه ) و با استفاده از پارامترهاى هندى تعيين شده است . در اين قسمت ابو معشر بيشتر متكى بر زيج سند هند ( فزارى ) و زيج الاركند ، كه هر دو منشأ هندى دارند ، بوده است . نصف النهار مبدأ و ويژگيهاى معادلات سيارهاى او از زيج الشاه ايرانى ، كه مديون منابع هندى است ، گرفته شده ؛ ولى الگوهاى سيّارهاى وى از روشهاى بطلميوسى اقتباس شده است . بدين ترتيب اين زيج پيش از طوفان نوح با آميزهاى كه از عناصر هندى ، ايرانى و
--> ( 1 ) . همان ؛ ص 152 .